لیبرتی والاس به عنوان وارث و مدیر بازاریابی فعلی یکی از بزرگترین شرکتهای اسلحهسازی کشور، نسبت به جنایاتی که به واسطه تجارت او و همسرش ویکتور که مدیرعامل شرکت است رخ میدهد، بیتفاوت است. لیبرتی در راه ملاقات با معشوق بازیگرش، خود را زنجیرشده به یک چرخدستی حمل غذا پر از مواد منفجره مییابد؛ همه اینها به خواست «جو» انجام شده است، تکتیراندازی که دختر جوانش قربانی خشونتهای مسلحانه شده و اکنون لیبرتی را در نشانه خود دارد.