یک روز از زندگی در یک آرایشگاه در بخش جنوبی شیکاگو. کالوین که این کسبوکار بحرانزده را از پدر مرحومش به ارث برده، به این مغازه چیزی جز یک بار اضافی و هدر دادن وقت نگاه نمیکند. پس از فروش مغازه به یک نزولخور محلی، کالوین به مرور متوجه چشمانداز و میراث پدرش میشود و با این فکر که مغازه را مفت فروخته است، به تکاپو میافتد.