جنگ از دریچه چشمان سرا، دانشجوی دانشگاه پالرمو که در سال ۱۹۴۲ داوطلب جنگ در آفریقا میشود. او به لشکر پاویا در خط جنوبی مصر فرستاده میشود. رومل و نیروهای متحدین زمینگیر شدهاند؛ ماه اکتبر است و بریتانیاییها خود را برای یک حمله آماده میکنند. در ابتدا کسالت، گرما، گرسنگی و تشنگی گریبانگیر ایتالیاییهاست؛ سپس بریتانیاییها حمله میکنند و در مرگ هیچ شانس یا قهرمانی وجود ندارد. در نهایت، عقبنشینی با سردرگمی آغاز میشود. سرا، گروهبانش ریتزو و ستوانش فیوری آخرین پیادهروی را به سمت خانه آغاز میکنند. میگویند به هر سرباز سه معجزه میرسد؛ وقتی معجزههای سرا تمام شوند، چه خواهد شد؟