جوانا که زیر بار مسئولیتهای زندگی کمر خم کرده و در یک ازدواج سرد و بیروح گرفتار شده است، مراقبت از یک بازمانده یهودی هولوکاست را که همسرش به خانه آورده بر عهده میگیرد. همانطور که او شروع به بازنگری در زندگی خود میکند، توجهش به مردی جلب میشود که در ساختمان روبرویی زندگی میکند.