در زمان حال، هنرمندی به نام تام وارشاو دوران بلوغ آسیبزای خود را به یاد میآورد. در سال ۱۹۷۳، تام به عنوان یک نوجوان ۱۳ ساله در شهر نیویورک، اوقات خود را با پاپاس، مردی با معلولیت ذهنی میگذراند. با توجه به اینکه مادر تام پس از مرگ همسرش با افسردگی دستوپنجه نرم میکند، این پسر جوان به حال خود رها شده است. وقتی تام به همکلاسیاش ملیسا علاقهمند میشود، پاپاس احساس تنهایی میکند و رفتارهای غیرقابلپیشبینی از خود نشان میدهد.