وقتی مشخص میشود یک دکل نفتی در صحرای گوبی مغولستان دیگر بازدهی ندارد، یک گروه پروازی برای تعطیل کردن عملیات و بازگرداندن کارکنان اعزام میشوند. در طول مسیر پرواز به سمت پکن، کاپیتان فرانک تاونز و کمکخلبانش ای.جی. پس از برخورد با یک طوفان شن شدید، کنترل هواپیمای باری خود یعنی یک سی-۱۱۹ را از دست میدهند و سقوط میکنند. پس از فرود اضطراری در منطقهای دورافتاده و ناشناخته از صحرا، این دو خلبان و مسافرانشان که گروهی از کارگران نفت و یک مسافر سرگردان هستند، باید برای بقا با یکدیگر همکاری کنند و هواپیما را از نو بسازند. به زودی، کمبود آذوقه و حضور گروهی از قاچاقچیان بیرحم، فوریت کار آنها را دوچندان میکند.