آندره، یک ویولننواز جوان و بااستعداد لهستانی اهل کراکوف، در راه سفر به آمریکا است که بر اثر طوفان به دریا میافتد. وقتی خواهران ویدینگتون این غریبه خوشسیما را در ساحل پایین خانهشان پیدا میکنند، از او پرستاری میکنند تا سلامتیاش را به دست آورد. با این حال، حضور این مرد جوان و بااستعداد در موسیقی، زندگی آرام اورسولا، جنت و جامعه محلی آنها را به هم میریزد.