سای در حین صرف شام با دوستانش، به دشواری جداسازی کمدی از تراژدی اشاره میکند. او برای اثبات حرف خود، دو داستان موازی درباره زنی به نام ملیندا برای مهمانانش تعریف میکند؛ هر دو نسخه عناصر اصلی یکسانی دارند، اما یکی از آنها با لحنی سبک و کمدی روایت میشود و دیگری پر از رنج و اندوه است. در هر دو داستان، ملیندا در حال دستوپنجه نرم کردن با طلاق اخیر خود از طریق سوءمصرف مواد است و همزمان رابطه عاشقانه جدیدی را با همسر یکی از دوستان صمیمیاش آغاز میکند.