وقتی کارآگاه جوان، پل نرتو، جسد سلاخیشده سومین زن از مهاجران غیرقانونی ترک را پیدا میکند، تصمیم میگیرد برای تعقیب این قاتل زنجیرهای از کارآگاه بازنشسته، باسابقه و مرموز، ژان لوئی شیفر کمک بخواهد. آنها با هم به درون مافیای ترکیه نفوذ میکنند تا پاسخی برای این جنایات بیابند. در همین حال، یک کارگر زن به نام آنا هیمس تحت درمان مغزی قرار دارد و دچار سردردهای شدید، بارقههایی از خاطرات و توهمات بصری است. وقتی این دو رویداد موازی به هم برخورد میکنند، فاش میشود که سازمان ترکیهای «گرگها» پشت این ماجراهاست.