چامسکرابر یک کمدی سیاه درباره زندگی افرادی است که در یک منطقه مرفه حومه شهر زندگی میکنند. همه چیز زمانی شروع میشود که دین استیفله جسد دوستش، تروی را پیدا میکند. او زحمت خبر دادن به بزرگترها را به خود نمیدهد چون میداند برایشان اهمیتی ندارد. همه در این شهر آنقدر غرق در خود هستند که نمیتوانند به چیزی جز خودشان فکر کنند و هر کسی برای گذراندن روزهایش به نوعی از مواد مخدر یا دارو پناه برده است.