موجود بیگانه، ایو، پس از به دنیا آوردن فرزندش در آمبولانس، توسط یک موجود دورگه کشته میشود. خوشبختانه دکتر ابوت نوزاد بیگانه را برمیدارد و فرار میکند. با گذشت زمان، این نوزاد به یک دختر بلوند و بسیار زیبا به نام سارا تبدیل میشود و جستجوی خود را برای یافتن جفتی مناسب آغاز میکند. اما سارا موجودی وحشی است و ردی از مرگ و خونریزی از خود به جای میگذارد. این کشتارها باعث میشود دین، دانشجوی شیمی، در کمک کردن به بقای نسل این موجودات دچار تردید شود.