جیک هارد که از یک خانواده کشتیساز است، به مادر در حال مرگش قول داده که وارد آکادمی نیروی دریایی آناپلیس شود. او به لطف اصرارهای مداومش به یک نماینده کنگره، با وجود نمرات ناپلئونی پذیرفته میشود. جیک پس از ورود، به سرعت نشان میدهد که از نظر تحصیلی ضعیف است. او که مدام تا مرز تواناییهایش به چالش کشیده میشود و بارها به عنوان مایه دردسر کل کلاس مجازات میشود، تا آستانه انصراف پیش میرود؛ اما پس از مواجهه با سرکوفتهای پدرش که هیچ حمایتی از او نمیکند، درست به موقع بازمیگردد. جیک سرسخت، در میان همدورهایها و همچنین سینیور علی، معشوقه آیندهاش، حامیانی پیدا میکند و رشتهای را مییابد که میتواند در آن بدرخشد: مسابقات بوکس آکادمی که برای همه ردهها آزاد است.