میلو در حال پیر شدن است، او برای جشن تولد ۲۵ سالگی دخترش برنامهریزی میکند و محموله هروئین او تبدیل به ۱۰ هزار قرص اکسسوری میشود. وقتی میلو به هر حال سعی میکند قرصها را بفروشد، اوضاع به شدت به هم میریزد و تنها شانس او این است که از نوچه سابق و دوست قدیمیاش رادوان کمک بخواهد.