برت آیزنبرگ، دستیار انتشارات، آرزو دارد به یک ویراستار بزرگ تبدیل شود. با این حال، او فاقد اعتمادبهنفس است؛ مشکلی که با حضور رئیس جدید و سلطهجویش بدتر هم میشود. برت بهزودی وارد رابطهای با آرچی میشود، مردی مسنتر که خودش مشکلات زیادی از جمله اعتیاد به الکل، دیابت و رابطهای دشوار با دخترش دارد. او که مصمم است به آرچی برای عبور از مشکلاتش کمک کند، برای راهنمایی به سراغ پدر در حال مرگش میرود.