آگوستن باروز جوان تجربیاتی را از سر میگذراند که میتواند به یک کتاب خاطرات تکاندهنده تبدیل شود؛ او که فرزند پدری الکلی و مادری بیثبات است، به رواندرمانگر مادرش، دکتر فینچ، سپرده میشود و دوران نوجوانی خود را به عنوان عضوی از خانواده عجیب و غریب فینچ سپری میکند.