مادیا، بزرگ خاندان جنوبی، کارهای زیادی روی سرش ریخته است. خواهرزادههایش، ونسا و لیزا، در روابط خود دچار مشکل شدهاند؛ ونسا به همراه دو فرزند خردسالش به خانه مادیا نقلمکان میکند و لیزا نیز با مردی کنترلگر نامزد کرده که مادرش برای او انتخاب کرده است. علاوه بر این، دادگاه مادیا را موظف کرده تا سرپرستی نیکی، یک نوجوان فراری و سرکش را بر عهده بگیرد. مادیا باید صلح و آرامش را برقرار کند و خانوادهاش را در کنار هم نگه دارد، در حالی که همزمان در حال برنامهریزی برای مراسم تجدید دیدار خاندان خود است.