هنگام رانندگی در صحرای نیومکزیکو در یک شب بارانی، دو دانشجوی کالج به نامهای جیم هالسی و دوستدخترش گریس اندروز، یک مسافر سرراهی را سوار میکنند. این غریبه در داخل ماشین، خود را یک روانی نشان میدهد و زوج جوان را با چاقو تهدید میکند، اما جیم موفق میشود او را از ماشین بیرون بیندازد. این اتفاق زنجیرهای از رویدادها را آغاز میکند که زندگی همه آنها را برای همیشه تغییر خواهد داد.