این داستان یک نویسنده نابغه پارانویای منزوی است که یک شب را در عمارت منزوی خود می گذراند و منتظر است تا خلقتش بیاید و او را نابود کند.
مرد جوانی در حالی که برهنه و غرق در خون است، در حال پرسه زدن در جنگلهای حومه شهر پیدا میشود. مشخص میشود که او برادر کلانتر محلی است. پس از آن، مجمو…