در مدیسن بند، یک تاجر فاسد، شهردار و کلانتر شهر را در مشت خود دارد، در حالی که مزدورانش به کاروانهای واگنی که از منطقه عبور میکنند شبیخون میزنند.
پسر یک کلانتر به دروغ متهم به قتل میشود و یکی از دوستانش تصمیم میگیرد نام او را پاک کند و قاتل واقعی را بیابد.