جیک نایمن، روانپزشک جنایی، در حال گذراندن تعطیلاتی است که به شدت برای رهایی از مسئولیت به آن نیاز داشت؛ یک سفر جادهای تجربی که در آن هر تصمیمی با شیر یا خط کردن سکه گرفته میشود. در همین حال، ساندرا توماس، یک متخصص سرخورده، در راه است تا خواهر اخراجیاش، آلیس را از یک متل ارزانقیمت سوار کند و با هم به ملاقات مادر بیمارشان بروند. با این حال، پس از اینکه ساندرا توسط یک مهاجم ناشناس از جاده منحرف میشود، توسط جیک سوار میشود؛ کسی که نگرش غیراخلاقیاش در تصمیمگیری با سکه، به سرعت میل ساندرا را برای زیر پا گذاشتن قوانین یا حتی بدتر از آن برمیانگیزد. رابطه عاشقانه جیک و ساندرا به زودی با اعمال تصادفی جنایت و مهربانی پیش میرود که همگی با پرتاب سکه هدایت میشوند؛ حداقل تا زمانی که ساندرا به طرز مرموزی ناپدید میشود و جیک ناخواسته خواهر مشکوک او، آلیس را سوار میکند...