یک روزنامهنگار دائمالخمر به نام جری کوربت، توسط یک وارث ثروتمند به نام جوان پرنتیس از مه الکلی خود نجات مییابد؛ عشق جوان او را هوشیار کرده و تشویقش…
جری استفورد عاشق منشی خود، جولیا ترینور میشود، اما جولیا در عوض با مردی بدنام ازدواج میکند که برای هر دوی آنها دردسر درست میکند.