به تفنگداران دریایی در یک جزیره متروکه دستور داده میشود تا بمبها را خنثی کنند، اما ناگهان یک موجود بیگانه شروع به شکار و وحشتافکنی میان آنها میکن…
سام، پدر تونی، که سه سال پیش توسط موجودات فضایی ربوده شده بود، به زمین بازمیگردد و به سراغ همسر و پسرش میرود؛ اما ریچل در این مدت با جو زندگی میکرد…