ریچل یک مادر خانهدار باهوش و دوستداشتنی است که از مسئولیتهای مهدکودک پسرش، زندگی جنسی بیرمق و شغلی که از دست رفته، کلافه شده است. یک شب او به قصد تنوع بخشیدن به زندگی مشترکشان، همراه با همسرش به یک کلوب رقص برهنه در لسآنجلس میرود و در آنجا با مککنا آشنا…