دان آماده است تا سال آخر دبیرستان را تمام کند که مادر غافل و خوشگذرانش در حادثهای غمانگیز کشته میشود. این اتفاق دان را مجبور میکند تا با عمهاش جیمی و شوهر او ویلم، که کشیش هستند، زندگی کند. متأسفانه طولی نمیکشد که اوضاع به شدت خراب میشود و دان از خانه …