Megalopolis (2024)
مگالوپلیس
پس از یک فاجعه ویرانگر در شهر نیویورک، یک معمار ایدهآلیست با قدرت کنترل زمان به نام سزار (با بازی آدام درایور)، تصمیم میگیرد تا شهر را به عنوان یک آرمانشهر پایدار بازسازی کند، اما ...
کارگردان:
Francis Ford Coppola
کشور:
ایالات متحده
به این فیلم امتیاز بدهید
بازیگران
دانلود فیلم
آخرین بهروزرسانی نسخه دوبله پارسی اضافه شد. سوابق بهروزرسانی
- زیرنویس فارسی اضافه شد.
همهی فیلمها و سریالهای مای موویز کامل و بدون سانسور و بدون حذفیات هستن.
نسخه دوبله فارسی
فایل کامل فیلم همراه با صدای دوبله فارسی
نسخه زبان اصلی
فایل کامل فیلم با صدای اصلی (بدون دوبله)
فایل صوتی جداگانه
فقط فایل صدا، برای افزودن به نسخه دلخواه خودتان
صدای دوبله فارسی
برای دانلود وارد شوید
صدای زبان اصلی
برای دانلود وارد شوید
زیرنویسهای فارسی و سایر زبانها (بدون تطبیق نام فایل)
مخصوص نسخه دوبله
پارسی
برچسبها
فیلمهای مشابه
دیدگاهها (25)
سلام دوستان
این که فیلم رو نقد میکنید عالیه
اما مهمتر این جمله سادست که فیلم ارزش دیدن داره یا نه
همتون فیلم بازید پس نظرتون مهمه برای همه
بعضی وقتا با تایید چندین نفر ،منم نگاه میکنم
و با تکذیبش ازش رد میشم و با نظر ندادن شما مردد میشم
پس مهمه
حالا نظر و امتیاز من شش هست ارزش دیدن داره فقط
Good luck
این که فیلم رو نقد میکنید عالیه
اما مهمتر این جمله سادست که فیلم ارزش دیدن داره یا نه
همتون فیلم بازید پس نظرتون مهمه برای همه
بعضی وقتا با تایید چندین نفر ،منم نگاه میکنم
و با تکذیبش ازش رد میشم و با نظر ندادن شما مردد میشم
پس مهمه
حالا نظر و امتیاز من شش هست ارزش دیدن داره فقط
Good luck
45
فیلم ازون فیلمهای سخته که به تماشگر عادی سینما توصیه اش نمیکنم !! با اینکه فعلا کیفیت پرده ای اومده و فیلم هم ذاتا خیلی از گرافیک کامپیوتری بهره برده و با کیفیت پرده ای نمیشه از جلوه های ویژه اش لذت برد ولی بر خلاف دیگر آثار فورد کاپولا کلا یه فیلم شدیدا فانتزی تخیلی چند بعدی هست که برای لذت بردن عامه ساخته نشده و احتمالا قرار بوده خیلی خاص باشه !! البته من چون جزو اون خواص نیستم فقط از دید خودم صحبت میکنم و خوشم نیومد !! همون چند دقیقه اول فیلم رو ببینید میفهمید با چی طرف هستین .
12
فیلم خسته کننده ای بود بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری که گفتن بنظر اغراق آمیز بوده و اینکه هنر هفتم یک کار گروهیه و قائم به فرد نیست تبدیل به شکست تجاری شد و کارگردان ورشکست کرده این فیلم من فیلم بین هستم اما اینو با دور تند نگاه کردم
10
نقد فیلم مگالوپلیس (Megalopolis)
فیلم مگالوپلیس اثر فرانسیس فورد کاپولا، یک پروژه جسورانه و بلندپروازانه است که با تمهایی همچون آرمانگرایی، فساد، و تقابل بین ایدهآلگرایی و واقعگرایی در فضایی مدرن و پیچیده دستوپنجه نرم میکند. کاپولا در این فیلم از تاریخ روم باستان الهام گرفته و آن را در بستری مدرن روایت میکند، بهگونهای که عناصر علمی-تخیلی و درام فلسفی را در هم تنیده است.
نقاط قوت فیلم:
تصویربرداری و طراحی بصری: این فیلم از نظر بصری بسیار چشمگیر است و صحنههایش از کلانشهرهای آینده تا لحظات سورئال و الهامگرفته از متروپلیس و دیگر آثار بزرگ سینمایی پر از جزئیات است. این طراحیها نهتنها به تم اصلی فیلم کمک میکنند، بلکه تجربهای سینمایی غنی ارائه میدهند.
بازیگری: اجرای آدام درایور در نقش سزار کاتیلینا بهعنوان معمار و آرمانگرایی که با درونیترین کشمکشها و زخمهای گذشته خود دست و پنجه نرم میکند، نقطه قوت اصلی بازیگری است. همچنین، جانکارلو اسپوزیتو در نقش شهردار ساکن نیویورک جدید، تضاد ایدهآلگرایی و واقعگرایی را به خوبی نمایش میدهد.
نقاط ضعف فیلم:
روایت پیچیده: داستان فیلم در برخی موارد بیش از حد متکثر به نظر میرسد و سعی میکند موضوعات مختلفی همچون عشق، سیاست، و فلسفه را در یک قاب بگنجاند. همین امر گاهی اوقات باعث میشود فیلم انسجام روایی خود را از دست بدهد و تماشاگران را گیج کند.
زمان و تمهای سنگین: برخی از مونولوگها و صحنههای فلسفی بیش از حد طولانی هستند و میتوانند احساس خستهکنندهای به تماشاگر منتقل کنند. همچنین، تراکم ایدهها و ارجاعات تاریخی ممکن است برای همه مخاطبان جذاب یا قابلدرک نباشد.
نتیجهگیری: مگالوپلیس یک فیلم جاهطلبانه و خاص است که شاید نتواند به عنوان یک اثر محبوب برای همه شناخته شود، اما برای علاقهمندان به فیلمهای هنری، فلسفی و علمی-تخیلی، تجربهای منحصربهفرد ارائه میدهد. این فیلم بیشتر شبیه یک شعر سینمایی است که در عین حال که گاهی از مرزهای روایی و تماتیک عبور میکند، همچنان قدرت خلاقیت و جسارت کاپولا را به رخ میکشد.
فیلم برای برخی میتواند الهامبخش باشد و برای دیگران گیجکننده؛ اما بدون شک ارزش دیدن برای دوستداران سینمای معاصر را دارد. اگرچه نقدهای متفاوتی دریافت کرده، اما در نهایت این اثر نمایشی از جسارت کاپولا در خلق یک پروژهی شخصی و فلسفی است
فیلم مگالوپلیس اثر فرانسیس فورد کاپولا، یک پروژه جسورانه و بلندپروازانه است که با تمهایی همچون آرمانگرایی، فساد، و تقابل بین ایدهآلگرایی و واقعگرایی در فضایی مدرن و پیچیده دستوپنجه نرم میکند. کاپولا در این فیلم از تاریخ روم باستان الهام گرفته و آن را در بستری مدرن روایت میکند، بهگونهای که عناصر علمی-تخیلی و درام فلسفی را در هم تنیده است.
نقاط قوت فیلم:
تصویربرداری و طراحی بصری: این فیلم از نظر بصری بسیار چشمگیر است و صحنههایش از کلانشهرهای آینده تا لحظات سورئال و الهامگرفته از متروپلیس و دیگر آثار بزرگ سینمایی پر از جزئیات است. این طراحیها نهتنها به تم اصلی فیلم کمک میکنند، بلکه تجربهای سینمایی غنی ارائه میدهند.
بازیگری: اجرای آدام درایور در نقش سزار کاتیلینا بهعنوان معمار و آرمانگرایی که با درونیترین کشمکشها و زخمهای گذشته خود دست و پنجه نرم میکند، نقطه قوت اصلی بازیگری است. همچنین، جانکارلو اسپوزیتو در نقش شهردار ساکن نیویورک جدید، تضاد ایدهآلگرایی و واقعگرایی را به خوبی نمایش میدهد.
نقاط ضعف فیلم:
روایت پیچیده: داستان فیلم در برخی موارد بیش از حد متکثر به نظر میرسد و سعی میکند موضوعات مختلفی همچون عشق، سیاست، و فلسفه را در یک قاب بگنجاند. همین امر گاهی اوقات باعث میشود فیلم انسجام روایی خود را از دست بدهد و تماشاگران را گیج کند.
زمان و تمهای سنگین: برخی از مونولوگها و صحنههای فلسفی بیش از حد طولانی هستند و میتوانند احساس خستهکنندهای به تماشاگر منتقل کنند. همچنین، تراکم ایدهها و ارجاعات تاریخی ممکن است برای همه مخاطبان جذاب یا قابلدرک نباشد.
نتیجهگیری: مگالوپلیس یک فیلم جاهطلبانه و خاص است که شاید نتواند به عنوان یک اثر محبوب برای همه شناخته شود، اما برای علاقهمندان به فیلمهای هنری، فلسفی و علمی-تخیلی، تجربهای منحصربهفرد ارائه میدهد. این فیلم بیشتر شبیه یک شعر سینمایی است که در عین حال که گاهی از مرزهای روایی و تماتیک عبور میکند، همچنان قدرت خلاقیت و جسارت کاپولا را به رخ میکشد.
فیلم برای برخی میتواند الهامبخش باشد و برای دیگران گیجکننده؛ اما بدون شک ارزش دیدن برای دوستداران سینمای معاصر را دارد. اگرچه نقدهای متفاوتی دریافت کرده، اما در نهایت این اثر نمایشی از جسارت کاپولا در خلق یک پروژهی شخصی و فلسفی است
3
من فیلم رو از دید یک معمار دیدم و با اینکه کمی مبهم بود ولی لذت بردم. حتما باید نقد فیلم رو هم بعدش خوند.
یک داستان دربارهی اینکه «شهر را چه کسی میسازد، با چه ابزاری، و به نفع چه کسی؟» (و چرا این سؤال همیشه سیاسی است).
این فیلم دربارهی تقابل «رویا» و «واقعیت» در شهر است. فیلم یک معمار نابغه را نشان میدهد که میخواهد شهری کاملاً جدید و بهتر بسازد، اما مشکل اینجاست که این رویا بیشتر از بالا به پایین تحمیل میشود و صدای مردم عادی در آن کمرنگ است. کاپولا میگوید شهر فقط ساختمانهای زیبا و فناوری پیشرفته نیست؛ شهر جایی است که مردم با مشکلات واقعی مثل قدرت، پول، فقر و سیاست زندگی میکنند. اگر طراحی شهر بدون توجه به این واقعیتها انجام شود، حتی نیتهای خوب هم میتوانند به نابرابری و کنترل تبدیل شوند. در نهایت، فیلم بیشتر یک هشدار است تا یک راهحل: آیندهی شهر زمانی معنا دارد که انسان و زندگی روزمره در مرکز آن باشند، نه فقط ایدهها و فرمهای بزرگ.
یک داستان دربارهی اینکه «شهر را چه کسی میسازد، با چه ابزاری، و به نفع چه کسی؟» (و چرا این سؤال همیشه سیاسی است).
این فیلم دربارهی تقابل «رویا» و «واقعیت» در شهر است. فیلم یک معمار نابغه را نشان میدهد که میخواهد شهری کاملاً جدید و بهتر بسازد، اما مشکل اینجاست که این رویا بیشتر از بالا به پایین تحمیل میشود و صدای مردم عادی در آن کمرنگ است. کاپولا میگوید شهر فقط ساختمانهای زیبا و فناوری پیشرفته نیست؛ شهر جایی است که مردم با مشکلات واقعی مثل قدرت، پول، فقر و سیاست زندگی میکنند. اگر طراحی شهر بدون توجه به این واقعیتها انجام شود، حتی نیتهای خوب هم میتوانند به نابرابری و کنترل تبدیل شوند. در نهایت، فیلم بیشتر یک هشدار است تا یک راهحل: آیندهی شهر زمانی معنا دارد که انسان و زندگی روزمره در مرکز آن باشند، نه فقط ایدهها و فرمهای بزرگ.
1
درباره کارگردان این فیلم :
فرانسیس فورد کوپولا زادهٔ ۷ آوریل ۱۹۳۹) کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس آمریکایی است.[۱] او یکی از چهرههای برجسته جنبش سینمایی هالیوود نو در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ محسوب میشود و یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ به حساب میآید.[الف] او دریافتکنندهٔ افتخارات گوناگونی شامل پنج جایزه اسکار، شش جایزه گلدن گلوب، دو نخل طلا و یک جایزه فیلم بفتا بوده است.
در پی کارگردانی مردمان باران در سال ۱۹۶۹، کوپولا پاتن (۱۹۷۰) را مشترکاً بههمراه ادموند اچ. نورث نوشت که برای آن جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برنده شد. آوازهٔ کوپولا بهعنوان فیلمساز با اکران پدرخوانده (۱۹۷۲) تثبیت شد؛ این فیلم ژانر گانگستری[۱۰] در فیلمسازی را متحول ساخت و با استقبال تجاری و هنری مواجه شد. پدرخوانده سه جایزه اسکار برنده شد: بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلمنامه اقتباسی. پدرخوانده: قسمت دوم (۱۹۷۴) نخستین فیلم دنبالهای بود که برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم شد. این فیلم که بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت، دو جایزه اسکار دیگر برای کوپولا در رشتهٔ بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین کارگردانی به ارمغان آورد و او را به دومین کارگردان (بعد از بیلی وایلدر) تبدیل کرد که این سه جایزه را برای یک فیلم دریافت کردهاند.
فرانسیس فورد کوپولا زادهٔ ۷ آوریل ۱۹۳۹) کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس آمریکایی است.[۱] او یکی از چهرههای برجسته جنبش سینمایی هالیوود نو در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ محسوب میشود و یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ به حساب میآید.[الف] او دریافتکنندهٔ افتخارات گوناگونی شامل پنج جایزه اسکار، شش جایزه گلدن گلوب، دو نخل طلا و یک جایزه فیلم بفتا بوده است.
در پی کارگردانی مردمان باران در سال ۱۹۶۹، کوپولا پاتن (۱۹۷۰) را مشترکاً بههمراه ادموند اچ. نورث نوشت که برای آن جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برنده شد. آوازهٔ کوپولا بهعنوان فیلمساز با اکران پدرخوانده (۱۹۷۲) تثبیت شد؛ این فیلم ژانر گانگستری[۱۰] در فیلمسازی را متحول ساخت و با استقبال تجاری و هنری مواجه شد. پدرخوانده سه جایزه اسکار برنده شد: بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلمنامه اقتباسی. پدرخوانده: قسمت دوم (۱۹۷۴) نخستین فیلم دنبالهای بود که برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم شد. این فیلم که بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت، دو جایزه اسکار دیگر برای کوپولا در رشتهٔ بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین کارگردانی به ارمغان آورد و او را به دومین کارگردان (بعد از بیلی وایلدر) تبدیل کرد که این سه جایزه را برای یک فیلم دریافت کردهاند.
1
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
سلامامیدوارم حالتون خوب باشه.
این فیلم خیلی سلیقه ای هست نمیتونم پیشنهاد کنم ببینید یا نبینید ممکنه بعضیا عاشقش بشن و بعضیا متنفر.
من دنبال یه فیلم سرگرم کننده بودم و این فیلم رو انتخاب کردم اما بعد از 15 دقیقه اول فیلم اینقدر همه چیز شلوغ و پیچیده بود که طاقتم تموم شد خواستم ردش کنم اما حوصله کردم و ادامه دادم، ممکنه برداشت هرکسی از این فیلم متفاوت باشه اما برای من شبیه ساز دنیای امروزی بود، خیانت، وفاداری، عشق، عقل، دیوانگی، زندگی در لحظه، آینده نگری، رویا، واقعیت، فساد، فحشا، دروغ، تجمل گرایی، فقر، محدودیت، سواستفاده، و غیره... از نظر من همه نکات بد دنیای امروزی رو به تصویر میکشید. من از فیلم خوشم اومد اولش درک کردن فیلم سخته اما وقتی ادامش بدی مثل اینکه یک بذر در ذهن شما میکاره که به سمت زندگی و دنیای بهتر پیش بریم و از خودت بپرسی چرا دنیای اینجوریه؟! فقط ای کاش با پایان باز تموم میشد که بازم بتونه ذهن مخاطب و درگیر کنه.
0