Desperado (2024)
دسپرادو
"ژو" سالها پیش به تنهایی وارد یک باند خلافکار شد و برادرش بانوئو را نجات داد، اما در نهایت دستگیر و زندانی شد. حال ژو از زندان آزاد شده و با نام مستعار لی فی در شهر زندگی آرامی را آغاز میکند. با این حال زمانی که او با گروهی از خلافکاران خطرناک روبرو میشود که آرامش شهر را به هم میزنند، بار دیگر برای مقابله با آنها وارد عمل شده و ...
کارگردان:
Siyu Cheng
کشور:
چین
به این فیلم امتیاز بدهید
بازیگران
دانلود فیلم
بهروزرسانی نسخه دوبله پارسی اضافه شد.
همهی فیلمها و سریالهای مای موویز کامل و بدون سانسور و بدون حذفیات هستن.
نسخه دوبله فارسی
فایل کامل فیلم همراه با صدای دوبله فارسی
نسخه زبان اصلی
فایل کامل فیلم با صدای اصلی (بدون دوبله)
فایل صوتی جداگانه
فقط فایل صدا، برای افزودن به نسخه دلخواه خودتان
صدای دوبله فارسی
برای دانلود وارد شوید
صدای زبان اصلی
برای دانلود وارد شوید
فیلمهای مشابه
دیدگاهها (14)
با سلام خدمت دوستان . فیلم از نظر اکشن و برخورد وووو خیلی خوبه و واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم چین خیلی خیلی پیشرفت داشته ، البته موضوع فیلم تکراری و میشه حدس زد و دو سه تا صحنه هم از روی دست هندها کپی کردن ( طرف برای گلوله جا خالی میده - یه نفره صدتا له میکنه ووووو) به نظر من ارزش وقت گذاشتن و داشت و در کل امتیازش هم 5/5 خوبه
3
دسپرادو چشم بادامی ها هم آمد
فکر کنم چند وقت دیگه شعله هندی
تام و جری
ووو هم میسازن
هنوز ندیدم دارم دان میکنم فکر نکنم بد ساخته باشن چون یه الگویی بوده ازش گرفتن
اینجا باید وقتی کپی میشه اگه میخواد اسم در کنه باید از اصلیش هم بهتر بسازن به نظر من؟
فکر کنم چند وقت دیگه شعله هندی
تام و جری
ووو هم میسازن
هنوز ندیدم دارم دان میکنم فکر نکنم بد ساخته باشن چون یه الگویی بوده ازش گرفتن
اینجا باید وقتی کپی میشه اگه میخواد اسم در کنه باید از اصلیش هم بهتر بسازن به نظر من؟
-4
چقدر منفی جون نظر خودت رو نوشتی آخرش هم نوشتی بنظر من؟
در جهان سومبلعکس جهان اولی ها،3 مکان زیاد میشه و از علائمش است!(1-بانک ها- 2-بیمارستان ها - 3-دادگاه ها و زنجیره دنبالش مثل پاسگاه و زندان و ...)
و یکی از 2 تفکر حاکم میشه !( 1-دیکتاتوری 2-کمونیستی و بی خدایی یا اعتقادی و مذهبی افراطی{اصطلاحاً این ور بام یا از اون ور بام افتادن} -)
و نهایتا مردم یکی را انتخاب و آن را در حد بت خواهند پرستید!( شخص دیکتاتور شاه،رهبر جامعه و . . . ویا فرد و رهبر اعتقادی {در مذهبیون به عنوان نماینده خالق }و تفکر دهنده ایدولوژی{مانند رهبر ایده پرداز کمونیستی مانند لنین }
و ثمره اش کشورهایی با مردم فقیر بعنوان تشکیل دهندگان و اعضائ جامعه ( نه دولت و نه حتی خود کشور با منابع سرشار و ثروت بی حدش ) مانند کره شمالی(دیکتاتوری توام با کمونیستی)- مانند جمهوری خلق چین کمونیستی - مانند هند( با اعتقادات مذهبی افراطی و البته آزاد مطلق دراجرا اعتقادات هر عقیده) - افغانستان(طالبان-داعش -...) - اکثر کشورهای افریقایی - و البته ایران
و در این مسابقه جهانی پیش افتاده ها(جهان اولی ها) تنها با همین ابزار ابتدایی بی هیچ خرج سرسام آور جنگی(مگر بنا به سیاست نمایشی) خودشان را در صدر نگه میدارند و با عناوینی دهن پر کن اما تو خالی جهان سومی ها را بی آنکه خود شاید بدانند عقب نگه میدارند.
راز نکته اینجاست در متن جامعه در فرهنگ عمومی حق اظهار نظر و عقیده را ندارید و هر کس به پندار خود و با علم مورچه ایش(تیکه کلامی از متن همین فیلم) خود را خدا میداند و عالم دهر و نمیخواهد صدایی جز خود را بشنود.
مهم نیست اگه فردا همسایه یا فردی از مردم بمیرد و یا تحت فشار روح و روانش متلاشی شود، مهم این است که من بروم امروز تا جایی که میتوانم دلار بخرم تا فردا سودی 1/5 برابری کرده باشم (مهم نیست که من خودم دارم قیمت ها را با این روش بالاتر میبرم)
مهم من و سود و پول و اموال شخص من است
دقیقاً برعکس در جهان اولی ها اولویت جمع است چون میدانند من یک عضو این خانواده بزرگم، اگر من به نوبه خودم و هر کس به اندازه توانش عوض دلالی قسمتی هرچند کوچک را با سرمایه اندک در این سرمایه گذاری در این بارور کردن درخت بارده سهیم شوم لذت میوه اش ،لذت زندگی واقعی را خواهم چشید و در سوی منفی این آتش اگر بگیرد هیزم تر و خشک باهم خواهند سوخت. نمونه بارز این فرهنگ در ایالات متحده امریکا(یعنی کشورهایی جدا،با هم متحد شده اند تحت این فرهنگ و پایبندی به این اصل بشویم خانواده واقعی و عمل کردندو نه مثل ما شعار دادند و اصلاً نفهمیدیم که یعنی چه (که خانواده کوچک هر کداممان عضوی از این خانواده بزرگ جامعه است)
این معنی واقعی و عملی دموکراسی است که غرب دایه دار و آن را راز پیروزی جوامع میداند
دموکراسی
و ما خیال کردیم دموکراسی صندوق رای (که اصل را ما ندیده فرع را چسبیدیم و کشمش نشده مویز شدیم به زعم خودمان)
اگر روزی رسید که به هم احترام که نه حتی بالاتر دیگری را چون عضو خانواده خودمان دیدیم مثل برادر یا خواهر و پدر و مادر پدربزرگ و مادربزرگ یک خونه دیدیم و منم منم نکردیم آنوقت شروع راهیست برای مردم جهان اول شدن ،امریکایی شدن ،اروپایی شدن
این نگاه این فرهنگ راز موفقیت است(بد نگفته:دست خدا با جماعت است)
وضعیت هیچ قوم و جماعتی(از فقر و مصیبت ) تغییر نمیکند الا آنکه خود بخواهند
در جهان سومبلعکس جهان اولی ها،3 مکان زیاد میشه و از علائمش است!(1-بانک ها- 2-بیمارستان ها - 3-دادگاه ها و زنجیره دنبالش مثل پاسگاه و زندان و ...)
و یکی از 2 تفکر حاکم میشه !( 1-دیکتاتوری 2-کمونیستی و بی خدایی یا اعتقادی و مذهبی افراطی{اصطلاحاً این ور بام یا از اون ور بام افتادن} -)
و نهایتا مردم یکی را انتخاب و آن را در حد بت خواهند پرستید!( شخص دیکتاتور شاه،رهبر جامعه و . . . ویا فرد و رهبر اعتقادی {در مذهبیون به عنوان نماینده خالق }و تفکر دهنده ایدولوژی{مانند رهبر ایده پرداز کمونیستی مانند لنین }
و ثمره اش کشورهایی با مردم فقیر بعنوان تشکیل دهندگان و اعضائ جامعه ( نه دولت و نه حتی خود کشور با منابع سرشار و ثروت بی حدش ) مانند کره شمالی(دیکتاتوری توام با کمونیستی)- مانند جمهوری خلق چین کمونیستی - مانند هند( با اعتقادات مذهبی افراطی و البته آزاد مطلق دراجرا اعتقادات هر عقیده) - افغانستان(طالبان-داعش -...) - اکثر کشورهای افریقایی - و البته ایران
و در این مسابقه جهانی پیش افتاده ها(جهان اولی ها) تنها با همین ابزار ابتدایی بی هیچ خرج سرسام آور جنگی(مگر بنا به سیاست نمایشی) خودشان را در صدر نگه میدارند و با عناوینی دهن پر کن اما تو خالی جهان سومی ها را بی آنکه خود شاید بدانند عقب نگه میدارند.
راز نکته اینجاست در متن جامعه در فرهنگ عمومی حق اظهار نظر و عقیده را ندارید و هر کس به پندار خود و با علم مورچه ایش(تیکه کلامی از متن همین فیلم) خود را خدا میداند و عالم دهر و نمیخواهد صدایی جز خود را بشنود.
مهم نیست اگه فردا همسایه یا فردی از مردم بمیرد و یا تحت فشار روح و روانش متلاشی شود، مهم این است که من بروم امروز تا جایی که میتوانم دلار بخرم تا فردا سودی 1/5 برابری کرده باشم (مهم نیست که من خودم دارم قیمت ها را با این روش بالاتر میبرم)
مهم من و سود و پول و اموال شخص من است
دقیقاً برعکس در جهان اولی ها اولویت جمع است چون میدانند من یک عضو این خانواده بزرگم، اگر من به نوبه خودم و هر کس به اندازه توانش عوض دلالی قسمتی هرچند کوچک را با سرمایه اندک در این سرمایه گذاری در این بارور کردن درخت بارده سهیم شوم لذت میوه اش ،لذت زندگی واقعی را خواهم چشید و در سوی منفی این آتش اگر بگیرد هیزم تر و خشک باهم خواهند سوخت. نمونه بارز این فرهنگ در ایالات متحده امریکا(یعنی کشورهایی جدا،با هم متحد شده اند تحت این فرهنگ و پایبندی به این اصل بشویم خانواده واقعی و عمل کردندو نه مثل ما شعار دادند و اصلاً نفهمیدیم که یعنی چه (که خانواده کوچک هر کداممان عضوی از این خانواده بزرگ جامعه است)
این معنی واقعی و عملی دموکراسی است که غرب دایه دار و آن را راز پیروزی جوامع میداند
دموکراسی
و ما خیال کردیم دموکراسی صندوق رای (که اصل را ما ندیده فرع را چسبیدیم و کشمش نشده مویز شدیم به زعم خودمان)
اگر روزی رسید که به هم احترام که نه حتی بالاتر دیگری را چون عضو خانواده خودمان دیدیم مثل برادر یا خواهر و پدر و مادر پدربزرگ و مادربزرگ یک خونه دیدیم و منم منم نکردیم آنوقت شروع راهیست برای مردم جهان اول شدن ،امریکایی شدن ،اروپایی شدن
این نگاه این فرهنگ راز موفقیت است(بد نگفته:دست خدا با جماعت است)
وضعیت هیچ قوم و جماعتی(از فقر و مصیبت ) تغییر نمیکند الا آنکه خود بخواهند
7