باب بلیک و دستیارش به همراه چهار کابوی خواننده به مزرعه جکسون میرسند؛ جایی که باب از بتی جکسون میشنود که برادرش جو ناپدید شده است. باب تحقیق میکند و متوجه میشود که در مزرعه جکسون طلا وجود دارد و مزرعهدار همسایه برای به دست آوردن زمین، جو را دزدیده است.