یک طراح مد جوان به نام استلا علاقه بسیاری به پوست حیوانات دارد و تلاش می کند تا به هدف خود برسد. اما همین امر باعث می شود تا به یک زن شرور و بدجنس تبدیل شود و ...
یک طراح مد جوان به نام استلا علاقه بسیاری به پوست حیوانات دارد و تلاش می کند تا به هدف خود برسد. اما همین امر باعث می شود تا به یک زن شرور و بدجنس تبدیل شود و ...
سال ۱۹۵۴ تدی دنیلز، یک مارشال امریکایی، برای تحقیق در مورد ناپدید شدن یکی از بیماران بیمارستان روانی اشکلیف به جزیره شاتر می رود. تدی با تحقیقات زیرکانه و مهارتش، خیلی زود سر نخی از معما بدست می آورد...
سه روز تعطیل است و چند خانواده جوان برای تفریح راهی شمال اند. آنها دانشجویان سابق دانشكده حقوق هستند. سپیده و همسرش امیر یك دختر خردسال دارند. شهره و همسرش با دو فرزند خردسال شان هستند كه یكی از آنها آرش است. نازی و منوچهر نیز تازه ازدواج كرده اند. احمد نیز كه…
داستان سه دوست جوان که هر کدام با آرزو و رویایی برای آینده خود، می خواهند که به هر قیمتی که شده اهدافشان را دنبال کنند. اما برای رسیدن به آنها با چالش و موانع بسیاری روبرو می شوند و ...
نینا سیرز دختری است که همه دوران کودکی و نوجوانی خود را به فراگیری و تمرین رقص باله گذراندهاست. نینا به عنوان یک بالرین حرفهای و ستاره یک شرکت معتبر، در تلاش برای بهدست آوردن نقش اول باله معروف دریاچه قو اثر چایکوفسکی است. اما مدیر شرکت و طراح رقصهای این ب…
هری پاتر در سال چهارم مدرسه هاگوارتز است که بارتی کراواچ پسر نام او را در جام آتش میاندازد و در نتیجه در مسابقات سه جادوگر شرکت میکند و در آن هم تا بردن در مرحله آخر موفق میشود ولی به گورستانی منتقل شده و موجب بازگشت لرد ولدمورت میشود.
در طول روزهایی که شهر ورشو پایتخت لهستان به اشغال نیروهای آلمان نازی درآمده و محله های یهودی نشین یکی پس از دیگری تخریب می شوند، یک موسیقی دان یهودی برای حفظ جان خود دست به هرکاری می زند و ...
"مراد گوگبکان" خوانندهی ترکیهای، در حالی که در اوج موفقیت حرفهای قرار دارد، با تشخیص بیماری سرطان لاعلاج مواجه میشود. این فیلم، روایتگر زندگی پرفراز و نشیب او و مبارزهاش با این بیماری است و ...
"آه سون" و "گوان شیک" در دهه 1950 در جزیره ججو، کره جنوبی به دنیا آمدند. آه سون دختری سرکش و عاشق کتاب است، اما به دلیل وضعیت مالی ضعیف خانوادهاش نمیتواند به مدرسه برود. با این حال، او هرگز از رویای خود برای شاعر شدن دست نمیکشد. او احساساتش را به راحتی و بد…
مارگارت کین در دهه ی شصت میلادی با یک نقاش دیگر به نام والتر کین ازدواج می کند. این ازدواج به نظر ایده آل به نظر می رسید اما پس از اینکه نقاشی های مارگارت و والتر در یک گالری به نمایش گذاشته می شود و تنها نقاشی های مارگارت با استقبال خوبی مواجه می شوند و به فر…
مردی جوان که با سختی و شکست های بسیاری در زندگی اش مواجه شده، تصمیم می گیرد به زندگی خود پایان دهد، اما باید ماموریت عجیبی را انجام دهد و ...
داستان ماجراجویی های یک دختر یتیم در اواخر قرن نوزدهم و اتفاقاتی که زندگی او را دستخوش تغییراتی بزرگ قرار می دهند و ...
داستان سریال درباره زن جوان یهودی، ارتدوکسی است که از جامعه مذهبی اطرافش و ازدواجی که برایش برنامه ریزی کرده اند فرار می کند تا زندگی جدیدی را آغاز کند ولی ....
داستان سریال درباره زنی سالخورده به نام "ههسوک" که پس از مرگ، با همان چهره سالخوردگیاش به بهشت میرود. همسرش کو ناکجون که همیشه زیبایی او را تحسین میکرد، در بهشت با چهره سیساله خود منتظر اوست. او در بهشت بهعنوان پستچی کار میکند و سالها منتظر ههسوک بود…
هنگامی که مریم در دبیرستان دخترانه مورد آزار و اذیت قرار می گیرد، او گروهی از افراد طرد شده را دور هم جمع می کند و با هم نقشه ی انتقامی را می کشند تا درس عبرتی دائمی برای قلدر های دبیرستان شود و ...
این فیلم داستان دو نوجوان دردمند و عاشق را روایت میکند که به بیماری نادر فیبروز سیستیک مبتلا هستند. آنها به علت بیماری مشترکشان درمییابند که باید همیشه یک فاصلهی پنج فوتی را از هم رعایت کنند و…
این انیمیشن درباره ی یک شاهزاده خانم به نام «مریدا» که مهارت های بالایی در تیراندازی با کمان دارد. روزی او از خانه فرار می کند و به دنبال سرنوشت زندگی اش می رود و در این راه به طور کاملا اتفاقی باعث ایجاد هرج و مرج در قلمرو پدرش می شود. او تصمیم می گیرد با تکی…
داستان که در سال 1976 تا 1994 اتفاق میافتد، درباره دوستی یک دختر کوچولوی 8 ساله و مرد یهودی 44 ساله است که در نیویورک زندگی میکند. داستان بیشتر حول زندگی این دو نفر است ، از وقتی دخترک 8 ساله است تا وقتی 26 ساله شود و نامه هایی که بین این دو نفر رد و بدل میشو…
داستان فیلم درباره ی پسر بچه ای 12 ساله به نام «زین» است که در دهکده ماهیگیری کفرناحوم در خاورمیانه زندگی میکند، او از پدر و مادرش به دادگاه شکایت میکند. در دادگاه، قاضی میپرسد: چرا از پدر و مادرت شکایت کردی؟ زین پاسخ میدهد: چون من را به دنیا آوردند.
۴۳ عنوان، صفحه ۲ از ۲