یک نوازنده جاز در یک نمایش جانبی کارناوال عاشق زنی در حالت کما میشود و او را به عمارت خود میبرد تا به مجموعه غرایب جنسی خود اضافه کند.
صفحه 2
یک نوازنده جاز در یک نمایش جانبی کارناوال عاشق زنی در حالت کما میشود و او را به عمارت خود میبرد تا به مجموعه غرایب جنسی خود اضافه کند.
پس از ناپدید شدن مردی جوان در یک شهربازی محلی و مخروبه، خانوادهاش برای کشف حقیقت ماجرا در آنجا مشغول به کار میشوند و در این مسیر، با گروهی از شخصیتهای عجیب و دلهرهآور روبهرو میشوند.
یک قاتل روانپریش از چرخوفلک یک کارناوال برای انتخاب قربانیان خود استفاده میکند؛ او سپس آنها را به قتل رسانده و قطعهقطعه میکند.
به گفته دکتر دیابولو، نمایشگر یک نمایشگاه ویژه شکنجه، این نمایش قدرت آن را دارد که به مردم درباره شرارتهای پیشبینیشدنی هشدار دهد. شکاکان یکی پس از دیگری در برابر «آتروپوس سرنوشت» میایستند تا پیشنمایشی از طمع و خشونتی را که پشت چهرههای محترمشان پنهان شده …
جید پیشخدمتی است که کار در غذاخوری کثیف را رها میکند تا هیجان کار در کارناوال را تجربه کند. او خیلی زود متوجه میشود که از افراد عجیبالخلقه و شگفتیهای انسانی بیزار است.
جری، دوستدخترش آنجلا و دوستشان هارولد به یک شهربازی ساحلی محلی میروند، اما وقتی فالگیر شهربازی، مادام استرلا، مرگ یکی از نزدیکان آنجلا را پیشبینی میکند، اتفاقات عجیبی شروع به رخ دادن میکند
یک دختر آلمانی به نام ویلی در جستجوی زندگی بهتر، به یک کارناوال آمریکایی که از مونیخ عبور میکند میپیوندد. او در حین سفر از شهری به شهر دیگر، میان دو خواستگار مردد میماند: جو، جارچی بیرحم کارناوال و فرانک، شیرجهزن مهربان ارتفاع. فرانک زمانی دست بالا را پید…
بلوتو، بالنسوار جسور، در یک کارناوال توجه اولیو را به خود جلب میکند که این موضوع باعث ناراحتی ملوان زبل میشود. بلوتو موفق میشود چند بار ملوان زبل را خراب کند و در نهایت در بازی پرتاب توپ یک انگشتر برنده میشود و اولیو را با خود به بالن میبرد. البته او سعی…
پيرمرد نجارى به نام « ژپتو » آرزو مى كند كه كاش عروسك چوبى اش، با نام « پينوكيو » تبديل به پسرى واقعى مى شد. يك پرى جادويى « پينوكيو » را زنده مى گرداند ؛ اما اين آغاز دردسرهاى « ژپتو » است...
جشنواره ماردی گرا برپاست که شباهت زیادی به یک شهربازی شلوغ دارد. بلوتو یک معرکهگیر و پهلوان است که ادعا میکند پادشاه ماردی گراست و جمعیت زیادی را به دور خود جمع کرده است. ملوان زبل که در همان نزدیکی است، فقط میگوید «من همینیام که هستم» و تماشاچی ندارد، اما…
یک زندانی سابق تلاش میکند با دختری ارتباط برقرار کند که حتی از وجود او نیز خبر ندارد.
الن مکهیو، یک مهاجر فقیر ایرلندی در آمریکا، در یک کارناوال کار پیدا میکند و از این طریق میتواند پسرش برایان را به یک مدرسه عالی بفرستد. اما وقتی شغل او فاش میشود، مدرسه برایان را اخراج میکند. خانم مکهیو ناچار میشود اجازه دهد مدیر مدرسه و همسرش برایان را…
36 عنوان، صفحه 2 از 2