مرگ ناگهانی یک دوست مشترک، سه مرد متاهل و دارای فرزند را وادار میکند تا در زندگی خود تجدید نظر کنند و در نهایت با هم کشور را ترک کنند. اما اشتیاق بیفکر آنها برای آزادیِ دوباره به دست آمده، کوتاهمدت خواهد بود.
صفحه 22
مرگ ناگهانی یک دوست مشترک، سه مرد متاهل و دارای فرزند را وادار میکند تا در زندگی خود تجدید نظر کنند و در نهایت با هم کشور را ترک کنند. اما اشتیاق بیفکر آنها برای آزادیِ دوباره به دست آمده، کوتاهمدت خواهد بود.
یک خانواده ثروتمند و بدون پدر بریتانیایی، ولگردها و هیپیها را میدزدند و آنها را مجبور میکنند در یک بازی نقشآفرینی پیچیده شرکت کنند که در آن آنها خانوادهای بینقص هستند؛ کسانی که امتناع کنند یا قصد فرار داشته باشند، با قتلهای آیینی مواجه میشوند.
یک پدر سختگیر و یک مادر مهربان تلاش میکنند با فراز و نشیبهای زندگی چهار فرزند خود در طبقه کارگر شهر بولتون انگلستان کنار بیایند.
خانواده تات در شمال مجارستان زندگی میکنند. این زوج یک دختر و یک پسر دارند که پسرشان عضو نیروهای مسلح است. وقتی به سرگرد خسته او دستور داده میشود که به مرخصی برود، پسر او را متقاعد میکند که به خانه خانوادهاش بیاید. وقتی تاتها برای خوشایند کردن شرایط برای س…
ابی مککلور، زنی بیوه با سه پسر، و جیک آیورسون، مردی بیوه با یک دختر نوجوان، رابطه خود را آغاز میکنند و در نهایت تصمیم به ازدواج میگیرند. اما آنها برای واکنشهای خصمانه فرزندانشان آماده نیستند، چرا که بچهها از این پیوند جدید میان دو خانواده چندان هیجانزده…
هرمن متوجه میشود که لرد جدید عمارت مانستر در انگلستان است. خانواده به بریتانیا سفر میکنند، جایی که با استقبال سرد لیدی افیجی و فردی مانستر روبرو میشوند؛ فردی که به دلیل لرد نشدن، بدخلقی میکند. در طول سفر، رابطهای عاشقانه بین مریلین و راجر شکل گرفته بود، ا…
زندگی خانواده کارلوس آلونسو، نقشهبردار پرمشغله، در طول سالها دستخوش تغییرات زیادی شده است: تولد فرزند شانزدهم، ماریای کوچک، با مرگ مادر همزمان شد و جای خالی او هرگز پر نشد. پدربزرگ نیز فوت کرده است. پدرخوانده قناد ازدواج کرده و بچهها به سرعت در حال رشد هست…
کلی اسپنسر و همسرش اولیویا در شهر کوچکی در اعماق کوهستان زندگی میکنند. وقتی کلی مشغول نوشیدن با دوستانش یا مخالفت با کشیش شهر نیست، در حال ساختن خانهای است که همیشه به اولیویا قولش را داده بود. او وقتی میفهمد پسر بزرگش اولین فرد از خانواده اسپنسر خواهد بود …
درامی درباره زندگی پنج دختر و عروس یک مغازهدار.
هر سال آتشنشانی چینکوتیگ اسبهای وحشی جزیره آساتیگ را جمعآوری میکند و برای کاهش جمعیت گله، یک حراجی برگزار میکند. بچههای جوان تصمیم میگیرند پول کافی جمع کنند به این امید که اسب وحشی معروف به «شبح» در جمعآوری امسال صید شود. آنها به زودی متوجه میشوند که…
یک جنگجو که از شهر به بیرون رانده شده بود بعد از چندین سال بازمیگرد و میبیند که شهر توسط دو گروه اوباش اشغال شده است. حال او تصمیم میگیرد این دو گروه را بر علیه هم بشوراند تا شهر را دوباره آزاد کند…
یک نخستوزیر سه کمدین را از پاریس میدزدد تا یک پرنسس اخمو را برای یک عکس سلطنتی به لبخند زدن وادار کند، در حالی که همزمان به طور مخفیانه با اعتصاب غذای یک زندانی دستوپنجه نرم میکند. پادشاه از این نقشه شیطنتآمیز او کاملاً بیخبر است.
یک خانواده کشاورز احتمالاً در اواخر جنگ داخلی اسپانیا به شهر نقل مکان میکنند. آنها با خواهر زن خانواده همخانه میشوند. در شهر، همه چیز غیرقانونی، غیراخلاقی یا هر دو است.
مرد جوان فقیری سرانجام موفق میشود به رویای خود یعنی شرکت دادن یک اسب در مسابقات اسبدوانی دست یابد، اما زمانی که به موفقیت میرسد، کمکم آنچه را که قبلاً برایش اهمیت داشت از یاد میبرد.
زمانی که یک دستیار دادستان میپذیرد یک زن سارق سابقهدار را با خود به خانه ببرد تا مجبور نباشد کریسمس را به تنهایی در زندان سپری کند، عشقی غیرمنتظره میان آنها شکوفا میشود.
یک قلدر محلی پورکی را متقاعد میکند تا پکی به سیگار برگش بزند. این کار باعث میشود پورکی دچار توهم شود و مردی دودی به نام نیک اوتین را به همراه یک اجرای موزیکال توسط سیگارها، سیگارتها و پیپها شبیه به گروه سه کلهپوک ببیند.
یک گیشای سالخورده که پسر نوجوان و عصبانیاش از شغل او خجالت میکشد، در کنار گیشای جوانی کار میکند که از خانوادهاش به خاطر مجبور کردن او به یک زندگی ننگین و خفتبار کینه به دل دارد.
521 عنوان، صفحه 22 از 22