داستانی درباره بلوغ و خودشناسی. سیلویا، هنرمند سختکوشی در نیویورک، از کارش اخراج میشود و برای عروسی دوستش به زادگاهش در تگزاس فرار میکند. در مهمانی پیش از عروسی، او با غریبهای مرموز به نام استبان آشنا میشود. در آستانه روز بزرگ، استبان او را به چالش میکشد…