موریس بلیس ۳۵ ساله در چنگال رخوت و بیتحرکی شهر نیویورک گرفتار شده است: او میخواهد سفر کند اما پولی ندارد، به کار نیاز دارد اما هیچ چشماندازی برایش نیست، هنوز با پدر بیوهاش در یک آپارتمان زندگی میکند و مرگ زودهنگام مادرش او را از نظر عاطفی منزوی کرده است. …