فردریک با دیدن عکسی از یک قلعه مخروبه ساحلی، خاطره عجیبی از دوران کودکیاش در ذهنش زنده میشود. او سپس با کمک چهار خونآشام زن، جستجویی غریب را برای یافتن این قلعه و زن زیبایی که در آنجا زندگی میکند آغاز میکند.
صفحه 10
فردریک با دیدن عکسی از یک قلعه مخروبه ساحلی، خاطره عجیبی از دوران کودکیاش در ذهنش زنده میشود. او سپس با کمک چهار خونآشام زن، جستجویی غریب را برای یافتن این قلعه و زن زیبایی که در آنجا زندگی میکند آغاز میکند.
فیلمی ترسناک و مکزیکی درباره یک نقاش آمریکایی به نام مری که در مکزیک زندگی میکند؛ جایی که او آثارش را میفروشد و همچنین مردم را برای نوشیدن خونشان به قتل میرساند. مشخص میشود که مری یک خونآشام است، اما نه از آن نوع سنتی که دندانهای نیش بلندی دارند. از آنجا…
در قرن نوزدهم، فرانتس لیست، آهنگساز و پیانیست سبک رمانتیک، تلاش میکند تا به سبک زندگی لذتجویانه خود پایان دهد، اما مدام توسط ریچارد واگنر، آهنگساز وسوسهانگیز و همکارش، دوباره به این مسیر کشیده میشود.
یک استاد دانشگاه پست جدیدی را در یک مدرسه شبانهروزی دخترانه میپذیرد، اما به زودی متوجه میشود که مدیر مدرسه راز تاریکی را پنهان میکند.
وقتی جسد چند دختر جوان در حالی پیدا میشود که به طرز هولناکی پیر شده و خون بدنشان تخلیه شده است، دکتر مارکوس به خونآشامی شک میکند. او از کاپیتان کرونوس، شکارچی خونآشام، کمک میخواهد. کرونوس مرموز و قدرتمند، زندگی خود را وقف نابودی این طاعون شیطانی کرده است.…
کنت دراکولا برای احیای عروس خود، وامپیرا، که سالها در خواب زمستانی بوده است، از چندین مدل زیبا نمونه خون میگیرد، اما در حین انتقال خون، نژاد وامپیرا از سفیدپوست به سیاهپوست تغییر میکند.
دو زن خونآشام دوجنسگرا، رانندگان عبوری را طعمه خود قرار داده و آنها را در حومه شهر انگلستان وسوسه کرده و به قتل میرسانند.
گروهی از پژوهشگران که در حال جمعآوری مطالب برای مقالهای درباره حیاتوحش در معرض خطر انقراض هستند، در اعماق جنگلهای آفریقا با زنان پلنگی خونآشام روبرو میشوند.
مستندی که با استفاده از کتابها، نقاشیها و فیلمهای اولیه، به بررسی افسانههای خونآشامها میپردازد.
پس از مرگ یک کاهنه سالخورده وودو، پسر متکبر او، ویلیس دانیلز، معتقد است که او نفر بعدی برای رهبری است. او وقتی متوجه میشود لیزا، شاگرد خوانده مادرش، به عنوان رهبر انتخاب شده است، خشمگین میشود. ویلیس با احیای شاهزاده آفریقایی، بلاکولا، به دنبال انتقام است؛ ام…
خانوادهای مرموز به خانه جدید خود نقلمکان میکنند، اما رازهای آنها بسیار تاریکتر و شومتر از آن چیزی است که هر کسی بتواند تصور کند.
مرد جوانی قصد دارد با دختر زیبای یک زمیندار ازدواج کند، اما پدر دختر با این وصلت مخالفت میکند. مرد جوان برای اثبات شایستگی خود، به عنوان آسیابان در یک آسیاب محلی که به تسخیر خونآشامها درآمده مشغول به کار میشود.
میراث خونآشامی یک زن نجیبزاده لال، او را مجبور میکند تا نیروی حیاتی را از بدن تمام معشوقههای خود بیرون بکشد.
یک پزشک پس از زخمی شدن با یک چاقوی باستانی و آلوده به میکروب، خود را با میل سیریناپذیری به خون مییابد.
یک اتوبوس پر از توریست برای بازدید از یک شهر کوچک اروپایی توقف میکنند. چیزی که آنها نمیدانند این است که تمام ساکنان این شهر خونآشام هستند.
کنتس الیزابت باتوری با همدستی همسرش توطئه میکند تا خون دختران باکره را به دست آورد تا جوانی و زیبایی خود را حفظ کند.
پس از یک سری قتلهای زنجیرهای، اهالی روستای شتتل، عامل این جنایات یعنی کنت میترهاوس را به قتل میرسانند. پانزده سال بعد، «سیرک شبها» در این روستای طاعونزده ظاهر میشود و معشوقه، فرزندان و پسرعموهای میترهاوس در میان هنرمندان آن حضور دارند. آنها به شتتل آمده…
در لندن اوایل دهه ۱۹۷۰، جانی برای هیجانهای نوجوانی، یک مراسم جادوی سیاه را در یک قبرستان متروکه ترتیب میدهد. با این حال، اوج این آیین، احیای دراکولا از بقایای خشکشدهاش است. جانی که مرید دراکولاست، قربانیان را برای لذت اربابش به این قبرستان متروکه میکشاند …
در این اقتباس از داستان «ووردولاک» نوشته تولستوی، یک بیمار روانی به نام نیکولا، تجربیات وحشتناکی را که هنگام رانندگی در حومه شهر با آنها مواجه شده بود، به یاد میآورد. نیکولا پس از آسیب دیدن خودرویش، برای کمک راهی میشود، اما با خانوادهای مرموز مواجه میشود …
خونآشامی به نام کیلب کرافت از خواب نامقدس خود بیدار شده است؛ با شهوتی سیریناپذیر برای خون و لذتهای نفسانی.
«لوئیزا» به بالین مادر در حال مرگش «ادیت» در قلعه کارلشتاین فراخوانده میشود. مادرش قبل از مرگ به او میگوید که خاندان کارلشتاین خانوادهای از خونآشامها هستند و جد آنها، کنت کارلشتاین واقعی، در دخمه قلعه دفن شده است. پس از آن، لوئیزا میرود و تابوت کنت را پ…
دختر جوانی کابوس وحشتناکی از یک خونآشام با چشمان طلایی درخشان میبیند. هجده سال بعد، زمانی که یک بسته عجیب حاوی یک تابوت خالی به طرز مرموزی در دریاچهای نزدیک ظاهر میشود، مشخص میشود که آن کابوس یک پیشگویی جهنمی بوده است.
دو دختر فراری در حومه فرانسه گم میشوند و سر از یک قلعه جنزده درمیآورند که توسط یک خونآشام بیمار و خدمتکارانش اشغال شده است.
جودیت فونتین به دنبال خواهرش جونی میگردد که در میان جامعه هیپیهای ونیس در کالیفرنیا ناپدید شده است. مشخص میشود که جونی قربانی گراتون شده است؛ یک دیوانه تبر به دست و آدمکش که در استخدام دکتر دوریا، آخرین بازمانده خاندان فرانکنشتاین است. دکتر دوریا اکنون یک …
272 عنوان، صفحه 10 از 12