در بستر شرایطی که منجر به انقلاب فرانسه و دوران حکومت وحشت شد، پزشک فرانسوی الکساندر مانت به مدت ۱۸ سال در زندان باستیل پاریس حبس میکشد و پس از آن آزاد میشود تا در لندن با دختری که هرگز او را ندیده است زندگی کند.
صفحه 23
در بستر شرایطی که منجر به انقلاب فرانسه و دوران حکومت وحشت شد، پزشک فرانسوی الکساندر مانت به مدت ۱۸ سال در زندان باستیل پاریس حبس میکشد و پس از آن آزاد میشود تا در لندن با دختری که هرگز او را ندیده است زندگی کند.
نان رینولدز همسرش بیل را که نویسنده تبلیغاتی است تشویق میکند تا آژانس خود را راهاندازی کند. بیل که در آستانه ورشکستگی است، بالاخره یک مشتری پیدا میکند. پاتریشیا برکلی، دوستدختر سابق او، یک آگهی تجاری بسیار موفق برای این مشتری مینویسد و رابطه عاشقانه قدیمی…
آن شرلی، دختر یتیم، توسط متیو کاتبرت کشاورز و خواهرش ماریلا به سرپرستی پذیرفته میشود؛ در حالی که آنها منتظر فرستاده شدن یک پسر بودند تا در کارهای مزرعه به آنها کمک کند. آنها آن را میپذیرند و او به سرعت خود را در دل آنها و اهالی روستا جا میکند.
مدت کوتاهی پس از عزیمت ماریوس، فانی متوجه میشود که از او باردار است؛ موضوعی که باعث ناامیدی مادرش و سزار، پدر ماریوس، میشود. او برای تضمین زندگی بهتر برای فرزند متولدنشدهاش، پیشنهاد ازدواج اونوره پانیس، پیرمردی بیوه را میپذیرد.
عشق و فداکاری یک زن به مردی متاهل، باعث میشود که او به «خیابانهای فرعی» زندگی آن مرد رانده شود.
وقتی پالی فیشر، بندباز سیرک، در حین اجرا آسیب میبیند، او را به خانه یک کشیش محلی به نام جان هارتلی میبرند. در دوران نقاهت، آنها عاشق یکدیگر شده و مخفیانه ازدواج میکنند. اما وقتی حقیقت فاش میشود، اعضای کلیسای جان با حضور یک زن سیرکباز به عنوان همسر کشیش م…
سزار یک کافه را در بندر مارسی اداره میکند و پسر ۲۳ سالهاش، ماریوس، به او کمک میکند. فانی و ماریوس که از دوران کودکی با هم دوست بودهاند، عاشق یکدیگرند، اما ماریوس اشتیاقی پنهان به سفر دارد؛ صدای سوت هر کشتی، شوق سرزمینهای بیگانه را در دل او زنده میکند. وق…
یک دلقک ناامید که از شکست عشقی رنج میبرد و یک کنت خودخواه که به طور غیرقابلکنترلی میخندد، یاد میگیرند که به یکدیگر در حل مشکلاتشان کمک کنند، اما هر دو عاشق یک زن جوان میشوند.
جورج برایان برومل، افسر ارتش بریتانیا، عاشق لیدی مارجری، نامزد لرد آلوانی است. مارجری با وجود عشق شدیدی که به برومل دارد، تسلیم فشارهای خانواده میشود و با لرد آلوانی ازدواج میکند. برومل با قلبی شکسته، زندگی سرشار از عیاشی و خوشگذرانی را آغاز میکند.
در یک کشتی بخار که به سمت شمال حرکت میکند، جایی که برادر مایک دین به طلا دست یافته است، مایک عاشق استل مکدونالد میشود. هنگامی که دین به ایستگاه تجاری کانادا میرسد، متوجه میشود که برادرش به قتل رسیده و شریک او به عنوان قاتل به اعدام محکوم شده است.
یک نجیبزاده که خود را به عنوان فروشنده کراوات جا زده است، عاشق دختر یک خیمهشبباز سیرک میشود؛ در حالی که پیش از این با دختر وزیر جنگ کشورش ازدواج کرده است.
539 عنوان، صفحه 23 از 23