وقتی مونا بایی، یک گانگستر بدنام، با کومال ملاقات میکند، بلافاصله شیفته او میشود. با این حال، او ابتدا باید با برادر محافظکار او، دکتر راستوگی و دوستپسر فعلیاش، راجا، روبرو شود.
صفحه 115
وقتی مونا بایی، یک گانگستر بدنام، با کومال ملاقات میکند، بلافاصله شیفته او میشود. با این حال، او ابتدا باید با برادر محافظکار او، دکتر راستوگی و دوستپسر فعلیاش، راجا، روبرو شود.
در دوران تقسیم هند، تارا با سکینه ازدواج میکند و آنها زندگی شادی را آغاز میکنند. اما شادی آنها کوتاه مدت است، چرا که پدر سکینه او را مجبور میکند در پاکستان بماند و او را از خانوادهاش جدا میکند.
اگرچه سارا و جاناتان هر دو غریبه بوده و در رابطههای دیگری هستند، اما پس از یک ملاقات تصادفی متوجه میشوند که کشش واقعی میان آنها وجود دارد؛ با این حال خیلی زود از هم جدا میشوند. سالها بعد، هر دو با وجود اینکه در آستانه ازدواج با افراد دیگری هستند، مشتاق دی…
شاهرخ خان که فرزند اصلی خانواده نیست ولی از بچگی با این خانواده بزرگ شده و مورد علاقه پدر و مادرش ( آمیتا باچان و جایا باچان) میباشد بخاطر ازدواج با دختری از رد ه پایینتر با هنرنمایی کاجول که برخلاف میل پدر خانواده میباشد از خانواده طرد میشود و به لندن میرود
در سال ۱۹۸۳، هنگامي که هند هنوز مستعمره ي بريتانيا بود، حاکم نظامي منطقه، «سروان راسل» (بلکتورن)، شرط مي گذارد که اگر اهالي دهکده ي «چامپانر» بتوانند مردانش را در بازي کريکت شکست دهند، کل ايالت را براي مدت سه سال از پرداخت ماليات معاف خواهد کرد ...
یک خانواده نجیبزاده و اشرافی بر شهر کوچکی در هند ریاست و نظارت میکنند.
دو خبرنگار رقیب با یکدیگر متحد میشوند تا به اثبات بیگناهی مردی کمک کنند که به اتهام قتل یک سیاستمدار در آستانه اعدام با طناب دار قرار دارد.
جنی و شیوا، دو دوست دوران دانشگاه، به دلیل یک سوءتفاهم از هم جدا میشوند. اگرچه آنها عاشق یکدیگر هستند و میدانند که بدون هم نمیتوانند زندگی کنند، اما غرورشان مانع از پیوند دوباره آنها میشود.
مادهاوانکوتی، «والیهتان» (برادر بزرگتر) خانواده آراکال است. رقابت دیرینه بین آراکال مادهاوانونی و پاتری سیوارامان هسته اصلی داستان را تشکیل میدهد. مادهاوانونی به همراه چهار برادرش بر روستا حکومت میکند. اما سیوارامان با کمک باوا، نقشهای برای به دام انداختن …
یک شاهزاده خانم، ملوان معروف را «متقاعد» میکند تا به او کمک کند تا پادشاهیاش را از یک توطئه مشکوک نجات دهد.
دو، یک مرد کلاهبردار، توسط همسرش ریتو کشته میشود؛ پس از آنکه ریتو میفهمد او یک اوباش غرق در بدهی بوده و تنها برای پرداخت بدهیهایش با او ازدواج کرده است. اما زمانی که ریتو با آناند، برادر دوقلوی همسان دو ملاقات میکند، زندگیاش کاملاً دگرگون میشود.
سونیا و روهیت عاشق یکدیگر هستند اما روهیت به طرز مرموزی کشته میشود. وقتی سونیا به نیوزیلند نقلمکان میکند، با راج آشنا میشود؛ فردی که شباهت زیادی به روهیت دارد و به او کمک میکند تا قاتل روهیت را پیدا کند.
سپنا در دوران کودکی پدر و مادر خود را از دست داده و با سه عموی خود زندگی می کند. او به به اروپا فرار کرده و با “راجا” آشنا می شود و ..
کدخدای یک روستا به مظنونی فراری پناه میدهد. رئیس کلانتری که آدمی سنگدل و جاهطلب است، برای دستگیری فرد فراری روستا را به آتش میکشد و اهالی آن را به قتل میرساند اما…
یک جوان جاهطلب و بیکار برای پیدا کردن کار به آمریکا میرود و درگیر یک مثلث عشقی میان پوجا و لاولین میشود. با این حال، او به زودی متوجه میشود که عاشق پوجا است و با او آشتی میکند.
سورجیت متوجه میشود که خواهرش عاشق منجیت سینگ شده است. سورجیت به خانه تاکور میرود تا رضایت منجیت را برای ازدواج با خواهرش جلب کند. تاکور او را تحقیر میکند؛ او را که گیاهخوار است مجبور به خوردن غذای سگ میکند و او را وادار میسازد تا زانو بزند و التماس کند. …
سلطان (شاکتی کاپور) پسربچه یتیمی را به سرپرستی میپذیرد و نام او را بادشاه (آکشی کومار) میگذارد. بادشاه بزرگ شده و به یک تبهکار تبدیل میشود و بازرس پرادهان (آشیش ویدیارتی) زندگی را برای او سخت میکند. دستیار بادشاه، عبدل (آشوتوش رانا) است. تنها امید در زندگی…
دیپاک، مرد جوان و سادهای با قلبی بزرگ، و آرتی، دختری جذاب از طبقه متوسط جامعه.
دو برادر به نامهای رانبیر و راجبیر به همراه والدین خود به بمبئی نقل مکان میکنند. آنها سختیهای زیادی را متحمل میشوند، اما ارادهشان برای بقا پیروز میشود و به موفقیت میرسند. به زودی والدین آنها فوت میکنند و راجبیر جوان را تحت سرپرستی رانبیر قرار میدهند…
سوبرامانیام (پاوان کالیان)، کوچکترین پسر خانواده، زندگی خود را به بطالت میگذراند. پدرش همیشه او را سرزنش میکند، اما برادرش چاکری که یک بوکسور است و دوستش جانو (پریتی جانگیانی) به او عشق میورزند. در این میان، او عاشق دختری به نام لاولی (آدیتی) میشود و برای…
در اول مه ۱۹۹۳، بمبی در پارک گانگارام در بمبئی منفجر میشود و بیش از ۱۵۰ نفر را که بسیاری از آنها کودک بودند به کام مرگ میکشاند. دستیار کمیسر پلیس، جی سوریاوانشی، مامور رسیدگی به این پرونده میشود و به سرعت چهار نفر را دستگیر میکند. جاگات جوگیا، یک تروریست،…
خانواده سنتی یک تاجر ثروتمند پس از ازدواج سه پسرش، اتحاد و همبستگی خود را جشن میگیرند؛ اما به مرور زمان و در پی یک سوءتفاهم، میان آنها فاصله میافتد.
یک افسر تازهکار پلیس فدرال (CBI) باید از یک جنایتکار زندانی کمک بگیرد تا یک قاتل زنجیرهای کودکان را که به تازگی از بازداشت پلیس فرار کرده است، دستگیر کند.
روح مردی که به دنبال انتقام مرگ خود است، زندگی مردی را که قلب او را در یک عمل پیوند دریافت کرده، تسخیر میکند.
2,940 عنوان، صفحه 115 از 123