یک وودی دارکوب پیر و متمایل به خودکشی، به مرور خاطرات زندگی خود به عنوان یک دارکوب میپردازد؛ چرا که توانایی نوک زدن به چوب را از دست داده و زندگیاش کاملا بیرمق به نظر میرسد.
صفحه 101
یک وودی دارکوب پیر و متمایل به خودکشی، به مرور خاطرات زندگی خود به عنوان یک دارکوب میپردازد؛ چرا که توانایی نوک زدن به چوب را از دست داده و زندگیاش کاملا بیرمق به نظر میرسد.
باز بزارد تلاش میکند تا پوست سر پر از پر وودی را بکند تا آن را به عنوان هدیه به یک دختر سرخپوست تقدیم کند.
وودی دارکوب به یک بازی گلف عجیب و غریب و خندهدار دعوت میشود.
خانه وودی مورد هجوم موریانههای فضایی حریص و سیریناپذیر قرار میگیرد.
وودی دارکوب در حال خوشگذرانی و پرسه زدن در نمایشگاه محلی و باد کردن آدامس بادکنکیاش است و این کار او مزاحمت بزرگی برای تلاشهای بازی بزارد جهت فروش اکسیرهای خانگیاش ایجاد میکند. بازی وودی را میگیرد تا کالاهایش را روی او امتحان کند و وودی اصلا از این اتفاق…
وودی دارکوب خسته و کوفته در حال سفر مجانی در بیابان است و تلاش میکند سوار یک کالسکه عبوری شود. او اعضای بدن مصنوعی به خود وصل میکند و مثل یک دختر لباس میپوشد و بدون مشکل سوار کالسکه بعدی میشود، اما وقتی هویت واقعیاش فاش میشود، او را بیرون میاندازند. او …
کایوت، رود رانر (میگمیگ) را در میان مارپیچی از تونلهای معدن تعقیب میکند.
یک بولداگ یک بچه گربه دوستداشتنی را به سرپرستی قبول میکند، اما نباید بگذارد صاحبش از این موضوع باخبر شود.
کایوت تلاشهای مختلفی میکند تا با یک تیر مجهز به مواد منفجره، با پرتاب کردن خودش از یک تیرکمان بچهگانه و با پوشاندن جاده با سیمان سریعالعمل، رود رانر را به چنگ آورد.
پلوتو با هیجان به بیرون میدود تا به میکی در تهیه درخت کریسمس کمک کند. چیپ و دیل او را میبینند و مسخرهاش میکنند، اما درختی که به آن پناه میبرند همان درختی است که میکی قطع میکند. آنها از تزیینات، به خصوص آبنباتهای عصایی و ظرف آجیل مخلوط میکی خوششان میآ…
دونالد مقداری شکر روی پیادهرو میریزد و طولی نمیکشد که مورچهها کنترل کامل خانهاش را به دست میگیرند؛ کیکی را که در حال پختنش بود میدزدند، خط لولهای از شربت افرا به تپه خود میکشند و آشوب به پا میکنند.
دونالد، باغبان سیب، متوجه میشود که سیبهایش گاز زده شدهاند و چیپ و دیل را در حین ارتکاب جرم غافلگیر میکند. در نبرد متعاقب آن، دونالد از یک هلیکوپتر برای سمپاشی آنها استفاده میکند (اما آنها ماسکهای گاز کوچکی دارند). و سپس او توپخانه واقعاً سنگین خود را …
استرلینگ هالووی، افسانه دیزنی، این انیمیشن کوتاه کلاسیک را روایت میکند. اشتباه آقای لکلک باعث میشود یک توله شیر کوچک تحت مراقبت گلهای از گوسفندان مهربان قرار گیرد. لمبرت که مورد محبت مادرش قرار گرفته اما توسط برههای دیگر مسخره میشود، به زودی به شیری عظیم…
وقتی برادرزادههای دونالد با لباسهای هالووین به خانه او میآیند، او روی آنها آب میریزد و به شوخی خود میخندد. یک جادوگر این صحنه را میبیند و تصمیم میگیرد به بچهها کمک کند. او با جادو روزگار دونالد را سیاه میکند و بچهها در نهایت شکلاتها و شیرینیهای خو…
تام به پنتهاوس یک برج در شهر بزرگ میرود تا با گربه ماده ثروتمند و زیبایی که در آنجا زندگی میکند آشنا شود. او جری را به عنوان هدیه برای او میبرد و کارهای تحقیرآمیزی با جری انجام میدهد. جری نیز به نوبه خود، توجه گربه دیگری را جلب میکند که او هم به آن گربه …
وقتی آزار و اذیتهای تام از حد میگذرد، جری به پسرعمویش «ماسلز» که موش سرسخت و قویهیکلی از محلههای پایین شهر است نامه مینویسد و از او کمک میخواهد.
تام قصد دارد روی یک تخت آویزان چرت جانانهای بزند، اما جری زودتر به آنجا رسیده و با خوشحالی خوابیده است؛ بنابراین این دو وارد جنگ میشوند تا ببینند چه کسی میتواند آنجا بخوابد.
تام که با شنیدن یک برنامه آشپزی رادیویی اشتهایش باز شده، میخواهد از ماهی قرمز خانگی یک وعده غذایی درست کند. جری که با ماهی دوست است، هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا دشمن گربهسان خود را ناکام بگذارد.
برادرزادههای ملوان زبل نمیخواهند اسفناج بخورند، بنابراین ملوان زبل از دوران جوانیاش، قبل از اینکه به اسفناج علاقهمند شود، برای آنها میگوید. در سناریویی شبیه به جک و لوبیای سحرآمیز، او از یک ساقه اسفناج بالا میرود و با یک غول طمعکار روبهرو میشود. او د…
ملوان زبل، اولیو و سویپی خوک خود، اسمدلی، را به نمایشگاه میبرند تا او را در مسابقه دامپروری شرکت دهند. در حالی که حواس ملوان زبل پرت شده است، سویپی به دنبال بادکنکش سینه خیز میرود و به سختی از انواع خطرات جان سالم به در میبرد (خطراتی که ملوان زبل، درست پش…
تام دچار فراموشی شده و فکر میکند یک موش است. جری که متوجه میشود تام در قالب یک موش همنوع بسیار رو روی اعصابتر از یک گربه است، تلاش میکند با زدن ضربهای به سرش او را درمان کند.
اسپایک ولگرد خود را به شکل یک پسر بچه درمیآورد تا با دروپی پیشاهنگ برای کسب عنوان بهترین پیشاهنگ و سفر برای ملاقات با رئیسجمهور رقابت کند.
دروپی و اسپایک برای استخدام به عنوان سگ بندباز در سیرک درخواست میدهند و هر کدام که بهترین نمایش را در انواع «آزمونهای قدرت و شجاعت» ارائه دهد، کار را تصاحب خواهد کرد.
اسپایک تازه تولهسگش را شسته است. تعقیب و گریز تام و جری باعث میشود تولهسگ درون یک چاله گل بیفتد. اسپایک تام را مجبور میکند که دوباره او را تمیز کند و قول بدهد که تمیز نگهش دارد؛ موضوعی که البته فرصت مناسبی برای جری فراهم میکند تا تام را به دردسر بیندازد.
2,830 عنوان، صفحه 101 از 118