استر هجدهساله از زمان حادثهای که منجر به مرگ مادرش شد، ناشنوا و نابینا شده است. مارگارت لندی ثروتمند، که اهل همان روستای محل سکونت استر در ایرلند است، متقاعد میشود تا به آموزش و احتمالاً درمان استر کمک کند. مارگارت رفتهرفته استر را مانند دختر خود دوست مید…