دارکوب زبل در یک محله فقیرنشین زندگی میکند و از قبضهایش به ستوه آمده است؛ او با صدای بلند آرزو میکند که کاش ثروتمند بود. در همان لحظه، یک شبدر چهاربرگ از میان تختههای کف اتاق ظاهر شده و به یک دارکوب جن تبدیل میشود که سه آرزوی وودی را برآورده میکند. وودی …