مردی بیگناه که به جرم مرتکبنشده به ده سال زندان محکوم شده بود، از زندان آزاد میشود و قول میدهد که از مسببان این اتفاق انتقام بگیرد.
مردی بیگناه که به جرم مرتکبنشده به ده سال زندان محکوم شده بود، از زندان آزاد میشود و قول میدهد که از مسببان این اتفاق انتقام بگیرد.
جیک رمی رهبری گروهی از راهزنان و قاتلان فراری را بر عهده دارد که پس از یک سرقت موفقیتآمیز به سمت مکزیک در حال فرار هستند. سد راه آنها رودخانهای است که عبور از آن تنها با یک قایق بزرگ حملونقل امکانپذیر است. قایقران، تراویس، تسلیم زورگوییهای این گروه برای…
جو کلیفورد، بازیگر سیار و هفتتیرکش، یک معدن طلا را از عمویش به ارث میبرد. او برای تصاحب معدن بازمیگردد اما متوجه میشود که رئیس شهر، برگ، که قاتل عمویش نیز هست، کنترل آن را به دست گرفته است. کلیفورد با استفاده از مهارتهای تیراندازی و بازیگری خود، برای انتق…
لوک، یک زندانی فراری، و جارو، یک جوینده طلای تنها، در مکزیک قرن نوزدهم با گروهی از سرخپوستان آپاچی متحد میشوند تا یک قلعه بزرگ و مجهز به سلاحهای سنگین را تصرف کنند؛ قلعهای که شایعه شده میلیونها یا میلیاردها دلار طلا در آن نگهداری میشود.
سارتانا، جایزهبگیر و هفتتیرکش، شاهد سرقت یک محموله طلا میشود. او راه خود را به شهر پیدا میکند، جایی که با نگاههای مشکوک زیادی از سوی مردم محلی مواجه میشود. او همچنین با ساموئل اسپنسر ملاقات میکند که به نظر میرسد مالک شرکت در این شهر شرکتی است. محمولهه…
یک باند از سارقان احشام، مجرمی را از چوبه دار نجات میدهند و بعداً به یک دلیجان حامل طلا دستبرد میزنند. وقتی غنیمت را به دست میآورند، به او خیانت شده و او را در حال مرگ در وسط صحرا رها میکنند. آنها در حین فرار به یک شهر ارواح مرموز میرسند، جایی که متوجه م…
مرد جوانی که حافظه خود را از دست داده است، به همراه سه زندانی دیگر از زندان فرار میکند. آنها به او کمک میکنند تا بخشهایی از گذشتهاش را به یاد آورد، تا اینکه به روستایی میرسند که دو خانواده در حال جنگ او را میشناسند. ظاهراً او به عنوان یک تیرانداز سریع ش…
رضا موتوری که خود را به دیوانگی زده است، به کمک یکی از دوستانش از تیمارستان فرار کرده و از یک کارخانه سرقت میکند. پس از آن، نویسنده جوانی که شباهت زیادی به رضا دارد، برای نوشتن درباره بیماران از تیمارستان بازدید میکند. در آنجا او را با رضا اشتباه میگیرند و …
برزیل، دهه ۱۹۲۰. سرهنگ سادیستی به نام میناس، زادگاه یک کانگاسیرو (نوعی راهزن انقلابی) معروف را قتلعام میکند. تنها بازمانده این فاجعه کشاورز جوانی به نام اسپدیتو است؛ او توسط زاهدی که فکر میکند اسپدیتو از طرف خدا فرستاده شده، تیمار میشود و زاهد او را «منجی»…
66,664 عنوان، صفحه 5904 از 6667
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.